زندگی به رنگ آبی

متن مرتبط با «تمام ناتمام من با تو تمام مي شود» در سایت زندگی به رنگ آبی نوشته شده است

من خودم را دوست دارم..

  • نیلوبلاگ

    چقدر خوشحالم چقدر انرژی بخش هست انسان اراده کنه کاری رو انجام بده و به هدفش نزدیک تر بشه.. رژیم و ورزش رو قول میدم تا آخر ادامه بدم.. رژیم من کم خوری نیست درست خوری هست.. ریزه خواری رو حذف کردم.. سعی میکنم با خوردن به اندازه مغزیجات انرژی بگیرم تا روند شیردهیمم مختل نشه.. من باید تا آخر مهرماه پنج کیلو کم کنم... بااااااااااااااید و بهش میرسم.. قووووووول میدم به بهار.. ***هر کاری که فکر میکنی درست هست و باید انجام بشه، همون لحظه انجام بده. *** یادت نره قانون دنیا اینه به اندازه تلاشت نتیجه میگیری...

    ادامه مطلب
  • من و فرشته هام

  • نیلوبلاگ

    از روزی که زایمان کردم من و درسا رو تخت میخوابیم.. محمدحسین و باباش روی تشک.. امشب محمدحسین هم خودش رو دعوت کرده رو تخت و اصرار که مامان من میخوام پیش تو بخوابم.. البته طفلی بچم چند شب میگه میخواد پیش من باشه اما بخاطر درد بخیه هام و اینکه میترسم نصف شب غلت بزنه رو دخترم قانعش کردم صبر کنه حالم بهتر بشه. الان که دارم طرف راست خودم رو نگاه میکنم اول دخترم کنارمه بعدش هم پسرم..این لحظه رو با هیچی عوض نمیکنم.. خدایا پناه بچه هام باش.. خودت حفظ شون کن برام.. یاد اون شبی افتادم که آبجی...

    ادامه مطلب
  • خوش اومدی به دنیای من..

  • نیلوبلاگ

    دختر قشنگ و تپل من ساعت ده و ده دقیقه صبح صبح روز سه شنبه چهارده تیرماه به دنیا اومد.. وزنش 4400 بود.. و سزارین شدم. قبلا نوشته بودم که منتظر یک دختر تپلی باید باشم.. خدایا شکرت که دخترم رو سالم به بغلم رسوندی.. الهی همه ی اونایی که منتظر فرزندن خدا چشم و دلشون رو روشن کنه.. *** ولی چقدر عمل سزارین وحشتناک درد داره.. روز اول که مردم و زنده شدم از درد.. امروز حالم بهتره..  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شاید روز اخر باشه..

  • نیلوبلاگ

    سلام.. دردهام از سر شب شروع شده.. رفتم بیمارستان هنوز زوده واسه بستری کردن.. گفتن دکتر بیهوشی نداریم اگه یهو وسط زایمان خدای نکرده اتفاقی بیفته ریسک نمی کنیم.. دارم میرم یه شهر دیگه زایمان کنم که نود کیلومتر دورتره.. خدا بهم کمک کنه به سلامت بتونم برسم و زایمان کنم.. کاش میرفتم شمال واسه زایمانم.. اما توکل به خدا.. خودم و دخترم رو به خدا سپردم.. آقا امام زمان عج میشه برام دعا کنه.. میدونم نالایقم.. هرکی خوند  التماس دعای مخصوص دارم..  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ماه هشتم بارداری

  • نیلوبلاگ

    سلام.. چقدر زمان داره به سرعت برق و باد میگذره.. انگار همین دیروز بود اومدم نوشتم جواب بارداریم مثبت شده و الان در ماه هشتم بارداری هستم.. اما خب اینقدر سخت شده و سنگین شدم که دلم میخواد همین فردا چهل هفته ام تموم بشه و زایمان کنم. دو روز پیش رفتم سونو دادم طبق سونو ان تی باید سی و یک هفته و یک روز می بودم.. اما سونو سی و دو هفته و چهار روز نشون داد و وزن جنین 2200 گرم بود. خدایا دخترم رو سالم به بغلم برسون.. خیلی دوست دارم زودتر بدونم چه شکلیه و قراره اسمش چی باشه.. هنوز به توافق...

    ادامه مطلب
  • این روزهای من

  • نیلوبلاگ

    این روزها دو شیفت میرم سرکار...شب اصلا متوجه نمیشم کی خوابم میبره بس خسته ام.ناهار و شام که اصلا چیزی نمیخورم در حد دو سه لقمه نون پنیر و گوجه..هشت روز از روزهایی که جناب همسر نبود رو روزه قضاهامو گرف...

    ادامه مطلب
  • اویی که هست و باید باشد.

  • نیلوبلاگ

    داشتن دوست خوب چه نعمت بزرگیه...حرفاش چقدر منو به خودم آورد......

    ادامه مطلب
  • عصر امروز با طعم دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    یکی از فانتزی هام که جناب همسر قول دادن بعد از کارمند شدنش برام محقق کنه اینه که گواهینامه موتور بگیرن و موتور بخریم و وقتی رفتیم شهرشون واسه زندگی... عصرها با موتور که خیلییییییییی دوست دارم موتور سو...

    ادامه مطلب
  • پیش از آنکه تو بروی من مرده ام پدر...

  • نیلوبلاگ

    خدایا دلم رو آروم کن...خدایا بهم صبر بده... خدایاااااااااااااااااا از پدرممممممم راضی باش.. آخ بابا جانم دلم داره دق میکنه از دوریت...بابا جانم کاش زودتر از این من مرده بودم..... بابا جونم بابای خوبم...بابای عزیزم چطوری باور کنم دیگه نمیبینمت... بابا جان دلم ارومه به اینکه الان بیشتر از هر زمان دیگه ای کنارمی...دیگه روحت تا همیشه با منه...مراقبم باش بابای خوبم......

    ادامه مطلب
  • روحت شاد باباجانم...

  • نیلوبلاگ

    دلم خیلی تنگ شده بابا....کاش مرگ دست خودم بود..همین لحظه به دیدارت میومدم...*** توروخدا قدر پدر و مادراتون رو بدونید..هر لحظه رو غنیمت بدونید قبل از اونکه دیر بشه...*** فقیر منم که پدر ندارم....فقیر منم که حتی از مزارت هم دورم بابا جان...*** میشه واسه شادی روح بابام صلوات بفرستید..xa0*** باورم نمیشه این منم که این پست ها رو دارم تو وبم میذارم.. خدایا پدرم رو بیامرز.....

    ادامه مطلب
  • نزدیکتر از من به منی...

  • نیلوبلاگ

    وقتی بابام از مامانم جدا شد...یه روزی اومد خونمون...من تنها بودم خونه در و باز کردم با دیدن پدرم خیلی ذوق کردم...کلی بهش اصرار کردم تا اومد داخل..فکر میکنم از مامانم میترسید که نمی خواست بیاد تو خونه...

    ادامه مطلب
  • خوش به حال من که تو را دارم...

  • نیلوبلاگ

    xa0هر چیزی میتونه یه زن رو خوشحالش بکنه...اما "توجه" خوشبختش میکنه...*** بیچاره دلی که ماند بی تو!!!*** فردا جناب همسر میرن شهرشون برای گذراندن دوره ها و کارورزی به مدت یک ماه...نبودنت برام بدترین عذابه.......

    ادامه مطلب
  • ای ساربان آهسته ران...

  • نیلوبلاگ

    لباساتو اتو کشیدم...ساندویچ نان و پنیر و گردو واسه صبحونه ات رو آماده کردم..با ترس و دلهره تو کیفت چسب زخم رو گذاشتم..وسایلت رو یه بار دیگه چک کردم چیزی جا نمونده باشه..البته با یه دنیا بغض..xa0*** امشب...

    ادامه مطلب
  • آینده زیبا است..

  • نیلوبلاگ

    من به زیبایی رویاهایم معتقدم...آینده از آن من است... *** چند روزه همش با خودم میگم کاش روز تولد به این زودی ه...

    ادامه مطلب
  • ببار باران

  • نیلوبلاگ

    الان فقط یه لیوان شیرکاکائو داغ میچسبه و نگاه کردن به بارون از پشت پنجره هایی که شیشه هاش بخار زده ان.. +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ساعتxa016:13xa0 توسطxa0آبی تر از آسمانxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • تند باد زمان

  • نیلوبلاگ

    همه چیز داره خیلی سریع میگذره...........

    ادامه مطلب
  • من یه عدد بنده ضعیف خدا هستم

  • نیلوبلاگ

    من ضعیف بودن رو به عین تجربه کردم.غروب دهم فروردین که زایمان کرده بودم بعد از یک ساعت پرستار اجبارم کرد از تخت پایین بیام و راه برم تا از سلامتیم مطمئن بشه..همون لحظات سخت که از شدت درد نمیتونستم قدم از قدم بردارم و التماسش میکردم مجبورم نکنه و بذاره دراز بکشم. الان که یهویی یاد اون روز افتادم..دارم فکر میکنم چقدر ما آدم ها ضعیفیم پس چرا خیلی هامون اینقدر به سلامتی مون مینازیم و حس قدرت بهمو...

    ادامه مطلب
  • نحن اقرب الیه من حبل الورید

  • نیلوبلاگ

    به هر چیزی که دقت میکنم...همه چیییییییز...حتی کوچکترین موارد که شایدخیلی سطحی ازش بگذریم...اما فهمیدم هذا من ربی هست........ خدایا واقعااااااا ازت میخوام منو ببخشی بخاطر اینکه خیلی وقت ها نمیبینمت...بی پروا میشم...خدایا نمیخوام اسمش رو بذارم گستاخی...که خودت شاهدی به قلبم که هیچوقت نیت نداشتم به درگاهت اینطور عمل کنم...اما منو ببخش...به بزرگیت قسم کمکم کن همیشه روبه راهت حرکت کنم... *** خدایا ازت ...

    ادامه مطلب
  • به توکل نام اعظمت

  • نیلوبلاگ

    صبر امید تلاش *** من حتما موفق میشم......

    ادامه مطلب
  • بي تو!!!!!!!!!

  • نیلوبلاگ

    گفتني نيست ولي بي تو كماكان در من نفسي هست دلي هست ولي جاني نيست.... +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۶ساعتxa018:38xa0 توسطxa0آبی تر از آسمانxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب