ای ساربان آهسته ران...

خرید بک لینک
لباساتو اتو کشیدم...ساندویچ نان و پنیر و گردو واسه صبحونه ات رو آماده کردم..با ترس و دلهره تو کیفت چسب زخم رو گذاشتم..وسایلت رو یه بار دیگه چک کردم چیزی جا نمونده باشه..البته با یه دنیا بغض..

*** امشب مثل همیشه موقع اتو کشیدن حس خوبی نداشتم...همش با خودم زمزمه میکردم من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود...تو خوابیدی و نگاهت میکنم و بغضم آروم آروم به روی صورتم پهن میشه...

*** همسر عزیزم، آرام جانم بدون تو لحظه ای شاد نیستم...کاش هیچوقت سرنوشت منو تو رو از هم جدا نکنه...

*** اما وقتی به این فکر میکنم که استخدام شدنت یه روزی آرزوی دور از دسترس ما بود و الان به این آرزو رسیدیم و باید خداروشکر کنیم و برای روزهای سخت و شیرین پیش رو خودمون رو آماده کنیم دلم کمی آروم میگیره..خوشحالم که زمان میگذره و دوباره میای کنار منو و ثمره عشقمون...

وااااااااااااای باورم نمیشه فکر کن همسرجانم کارت درست شده خدارو شکر....من و تو ایمان داشتیم به خدا...به سرسبزی این زندگی...به طلوع روشن فردا.. موفقیتت رو بهت تبریک میگم همه هستی من...امیدوارم همه قدم هایی که برمیداری در راه رضای خدا باشه..

*** عشق جانم قولمون یادمون باشه.. افراد نیازمند رو تحت هیچ شرایطی یادمون نره...گرفتار تجمل گرایی و دنیاطلبی نشیم...به هدف مقدسمون برسیم...

**** خدایا همسر پاک و مهربونم رو به خودت میسپارم هر جا که میره حفظش کن ای خدای بزرگم...

زندگی به رنگ آبی...

ما را در سایت زندگی به رنگ آبی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 238 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:16

صفحه بندی