
از روزی که زایمان کردم من و درسا رو تخت میخوابیم.. محمدحسین و باباش روی تشک.. امشب محمدحسین هم خودش رو دعوت کرده رو تخت و اصرار که مامان من میخوام پیش تو بخوابم.. البته طفلی بچم چند شب میگه میخواد پیش من باشه اما بخاطر درد بخیه هام و اینکه میترسم نصف شب غلت بزنه رو دخترم قانعش کردم صبر کنه حالم بهتر بشه. الان که دارم طرف راست خودم رو نگاه میکنم اول دخترم کنارمه بعدش هم پسرم..این لحظه رو با هیچی عوض نمیکنم.. خدایا پناه بچه هام باش.. خودت حفظ شون کن برام.. یاد اون شبی افتادم که آبجی...
ادامه مطلب
سلام.. سن بارداری بیست هفته و سه روز.. جنسیت جنین دکترم گفت 100 درصد دختره.. و من به آرزوم که داشتن یک دختر بود رسیدم.. الهی هزاران مرتبه شکرت.. هنوز اسم واسه دخترم انتخاب نکردم.. اما فاطمه و غزل و نیکی و دلارام رو دوست دارم.. و احتمال زیاد فاطمه بذارم..دقیقا تولد حضرت زهرا رفتم سونوگرافی و گفت بچتون دختره.. شک نکنید.. بخوانید...
ادامه مطلب
محمدحسین عزیزم بالاخره مرواریدهای سفیدش نمایان شدن..دو تا دندون کوچولو از پایین و چهارتا از بالا داره در میاره یعنی اینقدر ذوق میکنمممممم که حد نداره...دیروز غروبی متوجه شدم دندون درآورده سریع به جناب همسر پیام دادم دندون های گل پسرمووووووون دراووووووومده..طاقت نداشتم برسه خونه دیگه اینکه گل پسرمون یاد گرفته پنکه و توپ رو نشون بده...یاد گرفته وقتی صداش میکنیم بگه بل..علاقه شدیدی به کیبورد داره..طوری که وقتی بیداره اصلا نمیشه سیستم رو روشن کنیم چون امان نمیده سریع با دست و پاهای کوچولوش...
ادامه مطلب
نفس عمه جون ساعت چهار بعدازظهر بیست و هشت فروردین به دنیا اومد.... فردا عکسش رو میذارم...
ادامه مطلب