
چهار مهر پراسترس ترین و شاید بگم ناراحت کننده ترین روز زندگیم بود... چهار روز بیمارستان بستری شدم...خداروشکر همه چیز رو به بهبودیه... *** خبر خوب این روزها فردا نی نی دوممون به دنیا میاد..خواهرزاده عزیزم که احتمالا یه دختر ناز و قشنگه قراره صبح فردا چشم هاش رو به روی هستی باز کنه... *** هرچقدر پابوسی مادرم رو کنم بازهم کمه..این روزها از جان و دل برام مایه میذاره..میدونم هیچ وقت نمیتونم جبران زحماتش رو کنم... ***ذکر این روزها و همه لحظاتم: یا معین و یا مستعان *** فراوون التماس دعا به معنای واقعی ...
ادامه مطلب